X
تبلیغات
رایتل
ashkeghalamا اشک قلم
چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید. 09198886951 telegram
پنج‌شنبه 5 بهمن 1396 :: 10:47 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری

درآن غروب ناب،
وقتی که شکوه کاغذین زیبایی ات،
پشت یک استکان اسید رقیب غروب کرد،
ایستادم و ناباورانه،
تماشا کردم ؛
رفتن غول آهنین شهوت را،
که نقاب عشق را جا گذاشته بود،
درگوشه خالی حیات خلوت دلم.
اولین ستاره داشت طلوع می کرد.
اولین ستاره شبانگاهی.
سبوی خالی دلم داشت پرمی شد،
از شراب تلخ حقیقت تنهایی.