ashkeghalam
قلم توتم من است

پشت دریای دلم

شهر غمی هست

پر از ناله و آه

ولی از بهر فراموشی آن

می خندم

می زنم قهقهه و چرخ زنان

می رقصم

تا که دریای دلم را زغم آزاد کنم

پشت این چهره خندان

تو چه می دانی چیست؟

سیلی سرخ نمی بینی و زخم دل من

صورت سرخ  مرا خنده کنان می بینی



جمعه 20 بهمن 1396 :: 12:27 ق.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری