X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

می گم دیشب عجب غذایی پخته بودما. آآآآه! ماه! کم مونده بود چنگال که جای خود داره بشقاب و قابلمه رو هم امشب باهاش بخورم. ماکارونی بود. غذای مشدی دلخواه من. شیش هفت سال فقط آرزوشو می خوردم  چون خامخوار بودم اما حالا به آرزوی دیرینه خودم رسیده م. اون هم با چی؟ با سویا و نخود فرنگی و ذرت مکزیکی. گیاهخوارم گوشت که نمی تونم بخورم. تازه زیاد هم سرخشون نکردم. می گن سرخ کردنی ضرر داره. این چند وقته که دارم پختنی می خورم شیکمم آآآآه اومده بالا این هوا. شلوارهام دیگه پام نمیشن. باشگاه ماشگاهو هم که دیگه یه سالی هست تعطیلش کرده م. دیگه هیچی. خودمو ول کنم یهو می بینی رفتم رو هشتاد نود کیلو. اونوقت خر بیارو وباقالی بار کن. خوبیش اینه که نه زن دارم که سرم غر بزنه نه دوست دختر البته پارسال این موقع داشت یکی گیرم میومدا  اما خب دیگه قسمت نبود پرید. حالا اما عقیده م فرق کرده. چون رابطه جنسی با عقایدم جور نیست. دوست دخترهم که بدون رابطه جنسی نمی شه می شه؟ همه می گن من با دوستم فقط دوستیم همین اما عملا همه رابطه می ذارن. مخصوصا اونهایی که باکره نیستن. تازه اونها هم دیگه از نعمت فضای مجازی بلدن چی کارکنن که موقع شوهرکردن لو نرن. اون طرف هم گردن نمی گرفت دوست پسر داره چه برسه به رابطه جنسیش. اما آخرش گوشی رو داد دست اون که حرف بزنه. اختلاف سنمون خیلی بالا بود. جای دخترم می شدتقریبا اما خب عقایدمون خیلی با هم می خوند. حالا که دیگه  هیچی، پریده بی خیال. مهمون پهمون هم که سال به سال خبری نیست. واسه همین موقع آشپزی فقط فکر شیکم گنده خودمم و بس که چی دوست داره. هرچی گیرم میاد می ریزم توش. کی به کیه؟ تو شیکممو نمی گما تو غذارو می گم. مثلا  سوپ جو نخود فرنگی و ذرت و سبوس گندم و سبوس جوی دوسر و سبوس برنج هم می ریزم توش . این واژه " توش " هم چقدر معنای انحرافی توش هست. اما  من اصلا اصلا منظورم اون نیست. ذهنتون منحرف نشه خواهشا. بنابراین با این همه چیز که می ریزم توش،  تقویتم می ره رو هزار! آدم وقتی مجرد باشه مجبوره همه چیزو یاد بگیره. از زنها هم بهتر. زنها باید بیان از من چیز یاد بگیرن خدائیش! نه ؟ دروغ می گم؟

برچسب‌ها: آشپزی، ماکارونی


یکشنبه 22 بهمن 1396 :: 08:22 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری