X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

این روزها خواب خیلی بهم می چسبد. با این که یکسره نیست و معمولا دو تکه است. یعنی دوبار در طی شبانه روز می خوابم. یک خواب دو سه ساعته و یک خواب پنج شش ساعته. به نظرم کیفیت خوابهایم نشان از آرامش درون و صلح با خودم دارد. زمانهای درازی بود که من حسرت یک ساعت خواب راحت را داشتم. ذهنم آنقدرشلوغ  پلوغ و درگیر بود که دوست داشتم مغزم یک شاسی داشت که موقع خواب فشارش می دادم خاموش می شد و من تا صبح راحت بدون مزاحمت کابوسها می خوابیدم. حتی زمانهایی هم که می خوابیدم اصلا خواب را احساس نمی کردم. بعد از هفت هشت ده ساعت خواب که بیدار می شدم انگار همین یک ثانیه پیش بود که خوابیده بودم. شبهایی بود که با یک مشت قرص آرام بخش هم خوابم نمی برد. مشت مشت قرص مصرف می کردم اما حالم خوب نمی شد. اما الان خواب را خیلی خوب حس می کنم حتی وقتی که یکی دو ساعت می خوابم انگار بیست و چهارساعت بوده که خواب بوده ام. موقعی که از خواب بیدار می شوم پاهایم یک حالت بی رمقی دارند. انگار همین الان دردهایم را از نوک انگشت پاهایم بیرون کشیده اند. بعد از خواب است که معمولا افکارم تازه می شوند و به تفکر و تعمق می پردازم و مسائلی برایم روشن و بعضی سوالات تازه برایم مطرح می شود. این روزها توی این فکرهستم که چطور می توانم مردم را مثل برادرها و خواهرهای خودم حس کنم؟ چطور می توانم از بیرون از خودم به خودم نگاه کنم؟ چطور می توانم مادرم را هم مثل غریبه ها دوست داشته باشم؟ گذشته های ما نمی گذارد من او را دوست داشته باشم. درحالی که دیگران را خیلی راحت دوستشان می دارم. منظورم زنهای مسن است. به نظرم این یکجور منیت است که نمی گذارد از گذشته خودم رها بشوم. اما می دانم که بالاخره به جواب این سوالها هم خواهم رسید. روزی خواهم توانست تمام مردم را مثل برادرها و خواهرهای خودم دوست داشته باشم. حتی آقای خامنه ای یا علم الهدی یا آقای رئیسی یا آقای ازغندی را . حتی اعضای گروه طالبان و داعش را. نباید بین مردم فرق بگذارم و دوست داشتن من منوط به این باشد که دیگران مثل من باشند یا طبق عقیده و میل من رفتار کنند. این که هنرنیست. هنر آن است که تمام آدمهای عالم را بدون توجه به این که درمقابل من هستند یا درکنار من دوست داشته باشم. خیلی آرزوی رسیدن به آن روز را دارم.



دوشنبه 7 اسفند 1396 :: 10:57 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری