X
تبلیغات
زولا
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

صبح که از خواب پا شدم یعنی نزدیک ظهر بود بدجوری هوس بربری تازه خاشخاشی کرده بودم. اما حسش نبود. اول باید حموم می کردم. بعد از خواب حموم نکنم خواب آلودگیم نمی پره. دیدم حسش نیست. گفتم لوبیارو گرم کنم بخورم. نون سنگک هست نون خراسونی هم که هست اوکی یه. دیدم نمی چسبه. گفتم اصلا چرا امروزو روزه نگیرم؟ بی کارکه هستم. اگه کاربود حسش نبود یا می ترسیدم بی حال بشم نتونم کارکنم یا سخت بگذره انداخته بودم برای روزهای استراحت. هرچی گشتم دنبال یه بهونه که روزه نگیرم دیدم نمی شه. بالاخره تصمیم خودمو قطعی کردم و گرفتم. خوبیش اینه که وقتی تصمیمم قطعی می شه دیگه کودک دلم زار زار گریه نمی کنه بگه من گشنمه من گشنمه. تا وقتی روزه نیستم دل ضعفه و گشنگی هه رو دارم اما وقتی تصمیمم قطعی می شه دیگه تمومه. می دونه که هرچی زار بزنه فقط خودشو خسته می کنه. خب تربیتش کرده م. بار اولم که نیست. اولش بی حال می شم به خودم می گم خب فکرکن امروز مریضی و حال نداری. طوریه؟ یواش یواش کارهای خونه خودتو انجام بده. اما بعد مثل دفعه قبل یهو سرحال میام و حتی موقع افطارهم میل به غذا پیدا نمی کنم. این هم از عجایب روزگاره. اما مذهب خاصی ندارم. با اذان مسلمونها خیلی حال می کنم. وقت اذان هم افطار می کنم. به نظرم رسیده که وقت اذان موقع استجابت دعاست. الان چند وقتی هم هست که شب دیرمی خوابم و صبح قبل از اذان بیدارمی شم. بعد از دعا کردن دوباره یکی دوساعتی می خوابم، سرحال بیدارمی شم. خوبیش اینه که زن و بچه ندارم که هی سرم غر بزنن که پاشو دیگه لنگ ظهرشد. روزه گرفتن خیلی بهم حال می ده. به جهنم و بهشت هم اعتقاد ندارم. یعنی نمی دونم واقعا هست یا نه اما برام مهم نیست چون طوری زندگی می کنم که باشه یا نباشه برام فرقی نمی کنه. روزه رو برای خودم می گیرم. به نظرم می رسه که روزه منشا رسیدن به حقایقه معنویه. بهم آرامش می ده. احساس رضایت می ده. برام مهم نیست که خدا قبول کنه یا نه. اصلا به این چیزها فکرنمی کنم. تاثیرش روی روحیه م مهمه. برای خدا که نمی گیرم قبول کنه یا نکنه. خود ا حساس گرسنگی برام مهمه. تشنگی مخصوصا خیلی بهم حال می ده اما توی این فصل فعلا از نعمت تشنگی محروم هستم. ایشاالله تابستون.



یکشنبه 27 اسفند 1396 :: 02:53 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری