X
تبلیغات
زولا
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

دارم همزمان با درس انگلیسی مکالمه ترکی استانبولی رو هم  یاد می گیرم. فکر نکنم هیچکس بتونه بفهمه من از زبانهای ترکی استانبولی و ترکی آذری چقدر لذت می برم. ترکی، زبان مادری منه اما وا اسفا که حتی مادرمن که خودش بلد نیست به خوبی فارسی صحبت کنه با من ترکی حرف نمی زنه! یعنی خیلی کم پیش میاد که حواسش نباشه یکهو بزنه تو نخ ترکی. کیف می کنم اینجور وقتها. اما زود به خودش میاد و باز برمی گرده به فارسی. فقط یه نفر مثل من که خمار زبان ترکی باشه می فهمه که گوش کردن به صحبت یه ترک زبان آذری یا ترکیه ای چقدرنشئگی داره. مخصوصا وقتی که یه نفر زن به این زبانها صحبت می کنه. اصلا دیگه هیچی! قند تو دلم آب می شه. زبان ما که ترک ساوه هستیم به نظرم خیلی زمخت میاد برای همین از زبانهای ظریفی مثل آذری خوشم میاد. یعنی درحقیقت می میرم براش. مخصوصا مخصوصا ترکیه ای. اصلا واقعا یه چیز دیگه س. اونقدرظریف و با مزه اس که نمی تونم جلوی خنده خودمو بگیرم. یعنی فکرکنم اگه توحال مرگ باشم یه خانوم ترکیه ای بیاد بالاسرم ترکی صحبت کنه از خنده بلند می شم سرپا می رقصم. اینقدر این زبان برام شیرینه. اما افسوس و صد افسوس که الان دیگه حتی مادرآدم هم به زبان مادری باهاش صحبت نمی کنه. واقعا جای گریه داره. فکرکنم فقط با داداش کوچیکه م ترکی حرف بزنه. خوش به حالش. حتی دیگه قدیمی ترین دوست دخترسابقم هم باهام فارسی صحبت می کرد. چون دیگه ارتباطمو قطع کردم. شوهر کرده. اما خاله ام هنوز اصالتشو حفظ کرده و وقتی می رم خونه شون ترکی باهام حرف می زنه. حالا ببینید چقدرمسخره می شه که من و ا ون و دخترها یا پسرهاش نشسته ایم یه جا داریم با هم حرف می زنیم من باید با خاله هه ترکی حرف بزنم اما با بچه هاش فارسی و هی فاز عوض کنم. وقتی هم که فارسی حرف می زنم باید به خاله نگاه کنم. باز می خوام با خاله حرف بزنم باید ترکی صحبت کنم ولی به صورت بچه هاش نگه کنم. خب مسخره ها چرا زبان مادریتونو خجالت می کشید حرف بزنید؟ البته من فکرکنم صحبت به فارسی یه جور اعلام رسمیت رابطه هاست. چون خیلی باعث نزدیکی می شه و مخصوصا دخترخاله هام نمی خوان اینقدربهم نزدیک بشن. زن دوستم هم ترک آذریه ولی صحبت به زبان آذری خیلی سخت می شه . خودم حس می کنم. چون انگار ما خیلی باهم خودمونی هستیم. درحالی که گاهی باید با دیگران فاصله رو حفظ کنیم. البته من خیلی سخته برام که به لهجه آذزی حرف بزنم. باز به لهجه خودمون یه کم بهتر می حرفم. نصفه ترکی نصفه فارسی بالاخره یه خاکی توسرش می کنم اما آذری درعین شیرین بودن برام خیلی سخته. خلاصه دیگه... دلم می خواد به ترکی استانبولی مسلط بشم برم ترکیه فقط و فقط برای حرفیدن. اونقدر فک بزنم باهاشون که از خوشی قش کنم ببرندم اورژانس! بعد یه پرستار ترک بیاد بهم تنفس مصنوعی بده و به ترکی بگه که دیگه به هوش نمیاد. کارش تمومه و من با شنیدن زبان شیرینتر از قند ترکیه ایش جون بگیرم و بلند شم برقصم ولی باز اونقدرکیف کنم که از حال برم. عجب روزگاریه ها.

برچسب‌ها: ترکیه ای


یکشنبه 26 فروردین 1397 :: 12:04 ق.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری