X
تبلیغات
رایتل
ashkeghalam
آه گفتم آه و اشک از قلم چکید و گل نیلوفر سبز شد ...من از این لجنزار شکوفه خواهم کرد. می دانم . می دانم.
دوشنبه 27 فروردین 1397 :: 06:30 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری

فردا این موقع سرکلاس نقد داستان هستم. اما این بار احساس می کنم به بینش تازه ای درمورد نوع احساسم نسبت به ایرادها یا نقاط قوتی که از زبان خوانندگان و استاد بیان می شود، دست پیدا کرده ام. این اولین باری است که داستانی را برای اولین بار سرکلاس سه شنبه ها می خوانم. داستانهای قبلی ام همه قبلا مورد نقد و اصلاح قرارگرفته بودند. اما این یکی نه. حتی یک نفرهم نظرنداده است. اما استاد کلاس، نظرمثبتی بهش داشت. همین. هی تخیل می کردم که چه داستان خوبی از آب در می آید و بچه ها چه نقاط قوت مهمی را درآن پیدا می کنند و من از شنیدنشان کیف می کنم. اما بعد فهمیدم که این یک بینش و انتظار و رویای کودکانه است که باعث شده بود وقتی که داستانم ضعیف از آب درمی­آید حال خوبی نداشته باشم. مخصوصا که باورداشتم که آنها از جانب خدا بهم الهام شده اند. خیلی طول کشید (نزدیک سه سال) تا به این حقیقت رسیدم که اصلا باید نسبت به  ضعیف یا قوی بودن داستانهایم نگاه بی طرفانه داشته باشم حتی از این که داستانم ضعیف از آب درآمده تا چیزهای تازه ای یاد بگیرم خوشحال باشم. اینجا بود که تفاوت نگاه کودکانه به زندگی و نگاه بالغانه به آن را درک کردم. کلا این که آرزو داشته باشم که واقعیت همانطوری باشد که من دوست دارم یک نگاه کودکانه است و ضعفش موقعی نمایان می شود که واقعیتها طبق سلیقه من نباشند. اما نگاه بالغانه و اخلاقی این است که مهم نیست واقعیت چگونه باشد مهم این است که من تلاشم خودم را انجام داده باشم آنگاه هرآنچه اتفاق می افتد قطعا  آموزشی برای من در بردارد. حالا می خواهم با این دید فردا داستانم را بخوانم و نظرها را بشنوم. این تمرین باعث می شود من نسبت به وقایع زندگی ام کاملا مستقل بمانم و احساس شکست یا پیروزی ام منوط به شرائط بیرونی نباشد. دعا کردن خیلی بهم کمک می کند که هم بتوانم مشکلاتم را بشناسم و هم راه حلی برایشان پیدا کنم و هم آنها را به مرحله اجرا بگذارم. درحالی که فقط متکی به خودم هستم. نه کتابی دراین مورد می خوانم و نه به آن صورت با آدم مهمی مشورت می کنم. البته دوستی دارم که گاهی ازش سوالاتی می کنم اما متکی به او هم نیستم. متکی به خودم و درحقیقت به استاد درونی خودم هستم و اوست که راه حل ها را نشانم می دهد. اما حقیقت این است که من درتمرینهای اولیه ممکن است کاملا موفق نباشم. این طبیعی است. اما تکرار و آزمون و خطا و دقت و تلاش مجدد و همیشگی باعث می شود هربار بهتراز دفعه قبل موفق باشم. مثل همین عصبانیت که گفتم این بارخیلی زود به اشتباه بودنش پی بردم و هم درموردش نوشتم و هم با کسی حرف زدم و هم معذرت خواهی کردم درحالی که دفعه قبل ساعتها درموردش مشغولیت ذهنی داشتم و تکلیفم درموردش مشخص نبود. حالا دفعه بعد بازهم ممکن است دچاراین اشتباه بشوم ولی قطعا اشتباهاتم کمتر می شود تا این که بالاخره برآن تسلط کامل پیدا کنم.

برچسب‌ها: آزمون و خطا