ashkeghalam
قلم توتم من است

به نظرم آن چیزی که باعث می شد من از زن مسن قبلی که مرتبا برایم مزاحمت درست می کرد متنفربشوم این بود که من به ماهیت اعتیاد ذهنی او به جلب توجه پی نبرده بودم. به این حقیقت که زنها و شاید مردها در سنین بالا حتی بیشتر از یک بچه  به جلب توجه احساس نیاز می کنند و این احساس به شدتی است که مثل اعتیاد به مواد مخدر آنها را وادار به انجام هرکاری می کند، فکر نکرده بودم. ماهیت تمام اعتیادها یک چیز است. فقط نمودهایش فرق می کند. حالا او رفته است اما زن مسن دیگری آمده که دقیقا همان خصوصیت را دارد. خب مقصرمن هستم که نتوانستم در زمان زن قبلی به این حقیقت پی ببرم. من درحقیقت تاوان ندانسته های خودم را هم پس می دهم. حالا این زن درزیر این باران تند بهاری بلند شده آمده به من می گوید بیا باغچه را چال کن من می خواهم اینها را بکارم. من که از باران بهاری خوشم می آید که خیسم کند اما او اصلا برایش مهم نیست که دارد برای کس دیگری دردسردرست می کند. برای او این مهم است که به جلب توجهش برسد. مگرمن برایم مهم بود که برای رسیدن به مواد مخدر برای چه کسانی دردسردرست کنم؟ اصلا اعتیاد این چیزها سرش نمی شود. خماری خماری است. اما حالا از دست این زن ناراحت نیستم چون درکش می کنم. می فهمم که چقدراز تنهایی رنج می برد. بهانه هایش را می فهمم. خماری اش را می فهمم. قبلا بدم می آمد شاید چون خودم هم همین مرض را اما به شکل پنهانش داشتم. اما حالا که دارم خودم این اعتیاد به توجه دیگران را ترک می کنم به وجود آن اقرار دارم. ظاهر ماهیت اعتیادهای ذهنی اینجوراست که همیشه به شکلی پنهان درفعالیت هستند. برای همین وقتی کسی مثل خودم را می بینم ازش بدم می آید. می خواهم بگویم من مثل او نیستم. می خواهم از شناختن اعتیاد خودم طفره  بروم. اما وقتی که به وجود آن پی بردم دیگرازکسانی که همان اعتیاد را دارند بدم نمی آید بلکه برعکس با آنها احساس نوعی همدردی هم می کنم. اینجوری است که شناخت من نسبت به مشکلات خودم رابطه ام را بادیگران بهترمی کند. این درسی است که از این زنهای مسن و معتاد یادگرفته ام. حالا دیگر درکنار آنها راحت هستم. البته می دانم که نباید اسیر خواستهای غیرمعقول آنها بشوم و اجازه بدهم آنها ازمن سوء استفاده کنند. چون ماهیت اعتیاد طوری است که فرد معتاد را وادار به سوء استفاده ازهمه کس حتی خودش می کند. وقتی که من به این حقیقت پی می برم دیگررفتارهای هنجارشکنانه آنها برایم آزاردهنده نمی شوند. چون من با نگاهی علمی و علت و معلولی به رفتارهای آنها و انگیزه هایشان نگاه می کنم نه با نگاه احساسی و کودکانه.



دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 :: 01:37 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری