X
تبلیغات
زولا
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

وقت رفتن بود

نه وقت گفتن

و تو در آستانه در

ایستاده بودی

و خورشید

در آسمان نگاهتد

غروب می کرد

ولبخندت

آن لبخند تلخ

آن لبخند جادوئی

نوید مرگ می داد



چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 :: 06:55 ق.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری