ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

خیلی وقتم کم است. می خواستم تا اواسط اردیبهشت که قرار است با نشر چشمه درمورد چاپ داستانهایم صحبت کنم داستانهایم آماده باشند اما فکر نکنم ده تا بیشتر آماده داشته باشم. یک سردارم هزار سودا. ازطرفی خبرخوشحال کننده ای دریافت کردم که آقای سناپور بازهم قراراست کلاس داستان کوتاه بگذارد. برای شروع کلاسهایش ثانیه شماری می کنم. شیوه اش برای من هم خیلی نو وجذاب بود هم کلیدی. داستان کوتاه " ضعیف کشها " را با شیوه او نوشتم. از همه جذابتر این که این دفعه می خواهد داستانهای غیررئال را شروع کند. عاشق داستانهای غیررئال هستم. تجربه ام دراین مورد کم و ابهاماتم زیاد است. هرچند فعلا پول کافی برای ثبت نام ندارم اما قرار است مبلغ دیه ام را طی هفته های آینده بگیرم. فعلا می توانم از پولهای مامان بردارم قرض. ازش خواسته بودم با من کارگری حساب کند چون درحقیقت کارگرنظافتچی هستم دیگر. اما بعد از این درخواستم خجالت کشیدم. پول زیادی نمی گیرد. مخصوصا که کلاسهایش نو و پربار و خصوصی است. اما خب من کمبود مالی دارم. چه کارکنم؟ با این وجود نوشتن یک داستان کوتاه خوب خیلی هزینه می برد. درحالی که ظاهرا چیزی نیست. آدم قلم را میگذارد روی کاغذ و برمی دارد می شود یک داستان کوتاه. مثلا توی سه چهارصفحه این که چیزی نیست. اما حقیقت خیلی عمیقتراز این است. یک نویسنده تازه واردی مثل من باید خیل خاک کلاسها و کارگاهها را بخورد تا پخته شود تا بتواند کارپخته ای از خودش ارائه بدهد. به همین کشکیها هم نیست. برای استاد هم همینطوراست. شاید تصوربشود که مثلا آقای سناپور مگر چه کارمی کند که برای یک ساعت کلاس می خواهد فلان قدربگیرد؟ این ظاهرقضیه است. همین یک ساعت کلاس حاصل سالها خون دل خوردن و رفتن و آمدن و کلنجاررفتن با استادها و شاگردها و...است که به این شکل درآمده است. حالا من هم که مثلا یک کتاب منتشرکنم هرکس نگاه کند می گوید واقعا به قیمتش می ارزد؟ مثلا صد صفحه داستان پانزده هزارتومان؟ چه خبراست. اما اصولا هنرمقوله ای اقتصادی نیست مخصوصا توی کشورما که نویسنده ها باید فقط خون دل بخورند. از فروش و تیراژ بالا و این حرفها خبری نیست. کارنویسندگی یک کاردلی است. حتی اگر آدمی مثل من با مشکلات زیاد بتواند یک مجموعه داستان چاپ کند منتظر این نیست که کتابهایش فروش خوبی داشته باشند و با تیراژ بالا منتشرشوند. اصولا هنر خودش روح آدم را ارضا می کند. بقیه قضایا حاشیه است. حالا ببینیم وقتی که خودم استاد این کلاسها شدم قضاوتم با الان که از دور نظاره گر قضایا هستم فرق می کند یا نه؟ امیدوارم ده پانزده سال بعد در
ادامه این نوشتار جواب این سوال را بنویسم.
دوشنبه 10/02/1397 ساعت 12:32 محله امامزاده یحیی



دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 :: 12:52 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری