X
تبلیغات
زولا
 
ashkeghalam
گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ

توی حیاط قدیمی حیاطمان یک باغچه داریم که یک درخت انگور خیلی قدیمی هم تویش است و امسال عجب انگورهایی داده است. البته من فقط به تماشا کردن و لذت بصری اکتفا می کنم. همه می گویند من باعث شده ام که امسال این درخت پیر کهن بارور شود. چون فقط من هستم که مرتب به باغچه آب و کود و خاک می دهم .
امسال کلی هم شمشاد تویش کاشتم. چون خودم را مدیون کسانی می دانم که باعث مرگشان شده ام. درختان را می گویم. من با خواندن کتاب درحقیقت باعث مرگ درختان می شوم. با نوشتن توی دفتر با خواندن روزنامه و با استفاده از وسائل چوبی درحقیقت باعث مرگ درختان و گیاهان می شوم. بالاخره باید به نحوری این جنایت اجباری خودم را جبران کنم یا نه؟
ازهمه مهمتراین که من خامخوار ( و البته گیاهخوار) هستم و بدینوسیله کلی در مصرف انرژی برای پختن غذا صرفه جویی می کنم. علاوه براین که خود مصرف کردن منابع فسیلی برای پختن غذاها هم باعث آلودگی محیط زیست و گرمایش زمین می شود. درمصرف آب هم کلی صرفه جویی می کنم چون برای پختن اغلب غذاها کلی آب تبخیر می شود. علاوه برتمام اینها این اواخر دیگر زباله هایم را هم دور نمی ریزم. چون زباله های تولیدی من برخلاف زباله های اغلب مردم  نایلون و مواد دیر تجزیه پذیر نیستند که محیط زیست را آلوده کنند. بیشتر مواد غذایی مرا گیاهان و میوه ها تشکیل می دهند که باقیمانده آنها هم خیلی زود به چرخه طبیعت بازمی گردد. اما من به این هم اکتفا نکرده  و باقیمانده غذاهایم را می ریزم توی باغچه، پای درختها و گیاهان. با این کارم چند کارمثبت دیگر هم مرتکب می شوم. اولینش این است که زباله کمتری تولید می کنم که باعث می شود هم زحمت خودم برای بردن زباله ها کم شود هم زحمت شهرداری برای حمل و نقل و ... دومینش این که باعث می شوم زباله ها زودتر به چرخه طبیعت برگردند سومینش این که کمبود خاک باغچه که از طریق برگها و رشد درختان از زمین خارج می شود را جبران می کنم. بنا براین من به عنوان یک خامخوار وهمچنین گیاهخوار همزیستی بیشتری با طبیعت بکر محیط زندگی خودم دارم. راستی یک چیز یادم رفت بگویم. من با گیاهخواری باعث می شوم منابع حیاطی کمتری برای دامداری و سپس کشتن حیوانات صرف شده و بیشتر منابع حیاطی برای تغذیه انسان و زمین پاک مصرف شود. 
سه شنبه 16/05/97 ساعت 17:36 محله امامزاده یحیی



سه‌شنبه 16 مرداد 1397 :: 05:53 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری