ashkeghalam
قلم توتم من است

چه کسی گفته بی کاری و بی پولی که به لطف مدیریت بالای کشور هر روز بیشتر و بیشتر نصیب این ملت انقلابی می شود باعث عقب افتادگی ملت است هان؟
من به عنوان یک پابرهنه دیروز که قرار بود انقلاب برایم کفش بخرد ببخشید ها شلوارم را هم از پایم در آورده و بی ادبی است بی ادبی است ک...ن برهنه ام هم کرده است شهادت می دهم که نه تنها پابرهنگی و ک...ن برهنگی محدودیت نیست که هیچ یک فرصت برای رشد است. مگر آقای روحانی قهرمان نفرموده اند که باید از مشکلات فرصت بسازیم خب من هم دارم می سازم دیگر.
امروز رفتم پارک محل یک ساعت دویدم. هرچند که دوندگی توی زندگی برای یک لقمه نان برای طبقه پابرهنه یک عادت شده است اما تا به حال نتوانسته بودم از این مشکل یک فرصت برای رشد خودم بسازم. درست است که هر روز وضعیت کار بی ریخت تر می شود و من مجبورم سرو ته مخارجم را بزنم تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما این نباید بهانه ای برای نارضایتی من از حکومت انقلابی بشود.
از طرف دیگر رفته ام یک دست دمبل خریده ام و امروز صبح نزدیک یک ساعتی هم قبل از دویدن دمبل زدم. چشم دشمنان اسلام و انقلاب و ایران کور که خیال می کنند با بی کاری و بی پولی ای که برایم مردم درست می کنند ( اصلا تمام مشکلات ما را این آمریکای جنایتکار درست می کند قبول دارید؟ ) مردم عقبگرد می کنند. این ملت انقلابی یاد گرفته است از تمام موانع یک فرصت بسازد. اصلا تاوقتی که ما شخصی مثل رئیس جمهور روحانی قهرمان را داریم که مدام از این دست شعارهای انقلابی تولید می کند و حاضر است برای پیروزی در انتخابات حریفش را با این شعارهای دندان شکن لجن مال کند( چشمشان کور می خواستند رغیب آقای روحانی جان ما نشوند)  تا ما ازش استفاده کنیم دیگر چه غمی داریم هان؟
ایشان به جای تولید شغل تولید شعارمی کند. خب مگر این خودش هنر کمی است. اصلا مگر انقلاب با شعار شروع نشد. حالا کاری نداریم که این روزها هرکس دیگری بخواهد شعاربدهد جایش آنجاست. اینها مصلحت حکومتی است به من و پابرهنه های امثال من چه مربوط است هان؟
قبلا خدا بیامرزد یک شخصی توی مملکت داشتیم به اسم وزیر شعار که شعار مصرفی ملت انقلابی  را تامین می کرد و فوت شدند. روحشان شاد. حالا بالاخره کسی باید باشد که جور ایشان را کشیده وبرای من و امثال من شعار تولید کند تا اموراتم بگذرد یا نه؟
اصلا بدون شعار زندگی چه معنایی می دهد؟ اصلا شعاریعنی زندگی و زندگی یعنی شعار. بگذریم.
امروز عوض خرج بی خودی برای باشگاه ( گربه دستش به گوشت نمی رسد می گوید بو می دهد ) رفتم توی پارک محل دویدم و توی خانه دمبل زدم. عجب کیفی دارد پسر. حالا وقتی راه می روم انگار رئیس جمهور آمریکا هستم. چنان احساس قدرت می کنم که انگار شده ام یک آقای سلیمانی که گفتد ای ترامپ قمار باز! حریف تو من هستم. من و این لشگر قدس. من امروز واقعا احساس کردم یک آقای سلیمانی هستم که می توانم حتی بدون لشگر قدس وتک و تنها توی دهن ترامپ بزنم. می بینید تور خدا؟ می بینید ؟ اصلا باشگاه چیز مزخرفی است قبول دارید؟ آدم توی این بی کاری و بی پولی ببرد پولش را بدهد باشگاه که چه بشود؟ عوض باشگاه ببرد بدهد به مسئولین جان برکف ما که ببرند بدهند به ملت فلسطین و لبانان و سوریه و اینجور کشورهای واقعا بدبخت. ما که خدا را شکر اصلا اصلا بدبخت نیستیم. اصلا این دشمنان اسلام و ایران هستند که می آیند با عوامل نفوذی خود توی ایران باشگاه می سازند تا سفره کارگران را هر روز کوجک وکوچکتر کنند. آخر یک نظافتچی و یک کارگر آس و پاسی مثل مرا چه به این غلط ها. هان؟ دروغ می گویم جان مولا؟ باشگاه و سونا و جکوزی مال از ما بهتران است که توی ویلای خودشان آن بالا بالاها برای این درست می کنند که بتوانند خستگی درکنند  تا بتوانند به درد این ملت و مملکت برسند.  برای آنها خوب است نه برای من علیل ذلیل و بی پول که هیچ نقشی در مدیریت کلان این مملکت انقلابی ندارد. اصلا یک لیسانسه بی کار که تاریخ مصرفش هم گذشته است، یک نظافتچی و آدم آس و پاس و بی همه چیزی مثل من  بودن ونبودنش به کجای این عالم برمی خورد هان؟ مهم این است که سر آقایان سلامت باشد. این باشگاهها هم برای مردم فقط دردسر درست می کنند. من اگر جای رئیس جمهور روحانی بودم اصلا عوض اصلاح وزارت صنعت و معدن و تیم اقتصادی می آمدم  وزارت ورزش را تعطیل می کردم برود پی کارش بابا. اصلا جوان بودن توی این ممکلت هیچ فایده ای جز دردسر درست کردن ندارد. تا تقی به توقی می خورد می ریزند توی خیابانها و الکی شعارهای ساختارشکنانه می دهند و دل آمریکا و دشمنان انقلاب و اسلام را شاد می کنند. این پیرها خوبند. هم کارکشته اند هم اصلا از قدیم گفته اند دود از کنده بلند می شود. چهل سال تجربه انقلابی و اسلامی ایران این را ثابت کرده است که توی این ممکلت جوان بودن دردسرزاست. زود زود زود باید پیر بشوی. اصلا این  همه بدبختی که می بینید گریبانگیر این ملت است خیلی خوب است چون جوانها را خیلی زود پیر می کند. حالا بازهم بروید  بگویید که انقلاب خوب نبود و ما پشیمان هستیم و از این جور چرت و پرتها. شما اگر چشم بصیرت داشتید مثل من می فهمیدید که باید بابت این همه گرفتاری هر روز صدهزار مرتبه خدا را شکر کنید. از بس ناشکری کردید و می کنید و هی ریختید توی خیابانها و شعارهای ساختارشکنانه دادید خدا هم از آسمان بلای زمینی برایتان نازل کرد. شما خیال می کنید نزول ارزش نقدینگی یک بلای زمینی است. کارخداست تا شما را به سزای عمل ناشکریتان برساند. نشنیده اید مگر از قدیم گفته اند چوب خدا صدا ندارد اگر بزند دوا ندارد؟ خب این وضعیت اقتصاد هم که می بینی دوا ندارد همین است دیگر. شما کی می خواهید از لاک بدبینی خود بیرون بیایید و بفهمید که  محرومیت محدودیت نیست، خدا داند. حالا  این که چرا شما ها مثل من نیستید که بتواند دمبل بزنید و عوض باشگاه بروید توی پارک محل بدوید دیگر مشکل خودتان است. هی بی خودی همه چیز را به گردن اسلام و انقلاب و اینجور چیزهای ساختار شکنانه نیندازد جان مادرتان. یک وقتی دیدی می برندتان آنجایی که عرب نی می اندازد ها! از ما گفتن. سرتان را بیندازید پایین و وبلاگ خودتان را بنویسید وروزی صد هزار مرتبه شکر کنید که ایران مثل سوریه و افغانستان و عراق نیست. از قدیم گفته اند همیشه خودت را با بدبخت تر از خودت مقایسه کن. هی نروید خودتان را با امریکای تازه تاسیس مدرن مقایسه کنید بگویدد ما چرا با این تاریخ پر افتخار بدبخت تراز امریکا هستیم تا احساس حقارت سراغتان بیاید. آنها کشورهای کافرهستند. فردا جایشان توی جهنم است. خوش به حال ما ملت انقلابی و ایرانی که توی این دنیا هرچقدر هم بدبختی سراغمان بیاید باز اقلا خیالمان راحت است که فردای قیامت جایمان توی بهشت است. نشنیده اید گفته اند الدنیا سجن المومن و جنه الکافر؟ خب عوض این همه نق زدن و شعارهای ساختارشکنانه دادن بروید کمی توی حوزه های علمیه حدیث یاد بگیرید. به درد دنیایتان هم نخرد به درک به درد آخرتتان که می خورد. از ما گفتن. حالا دیگر خود دانید.  



پنج‌شنبه 25 مرداد 1397 :: 07:08 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری