ashkeghalam
قلم توتم من است

       امروز برای اولین باری بود که بدون احساس خجالت اجازه دادم کسی آلت تناسلی ام را در دست بگیرد و با آن ور برود. البته نوشتن همین چند جمله برایم به قدرکافی خجالت آوراست. با خودم می گویم الان بعضی خواننده ها می گویند: ببین خجالت نمی کشه مرتیکه پنجاه و سه سالشه از این حرفها می زنه. بله شکستن تابوها خیلی جرات می خواهد. خیلیها درمقابلت می ایستند و با تحقیر و تمسخر باهات برخورد می کنند. بی خود نیست که حرف زدن از تابوها در جامعه ای مثل جامعه ما هزینه دارد. مگر من چه حرف بدی زدم که باید به نفهم بودن و یا ... متهم شوم؟ یک حقیقت را گفتم. حقایقی را که همه دوست دارند بگویند اما جراتش را ندارند. اما همین ها وقتی کسی را می بینند که بدون خجالت این کاررا می کند تحقیرش می کنند. این تناقض در آرزوها و رفتار یک واقعیت اجتماعی است  که باید بتوانم با آن کنار بیایم. خیلیها با این ترفند که اسم و مشخصات حقیقی شان را توی وبلاگ نمی گویند و در نتیجه هیچکس نمی تواند در زندگی واقعی به خاطر مطالب مطرح شده در وبلاگشان یقه شان را بگیرد از روبرو شدن با این تحقیرها و تمسخرها و قضاوتها طفره می روند. اما من حتی عکس حقیقی خودم را هم توی وبلاگ گذاشته ام. زندگینامه و بقیه مشخصاتم را هم همینطور. من می خواهم حتی توی فضای مجازی هم حقیقی باشم. می خواهم اگرحرفی می زنم پایش هم بایستم. می خواهم درمقابل رفتارهای خودم پاسخگو باشم. چون به آنها اعتقاد دارم. همینجوری برای سرگرمی و تفریح حرفی را توی وبلاگم منتشر نمی کنم. باید شهامت این را داشته باشم که درمقابل تمام تهمت ها و انگها و تمسخرها بایستم بدون این که من هم مثل بقیه درموردشان قضاوت کنم. این یک توانایی روحی است که آدم بتواند با رفتارهای ناسالم برخورد سالم داشته باشد.
     تا وارد سالن شدم رفتم سراغ اطلاعات و پرسیدم:
- آقا ببخشید بخش مربوط به بیضه کجا می شه؟
- طبقه دوم اورولوژی
اول ترسیدم بپرسم. یک زن و تعدادی مرد هم آنجا بودند. اما پرسیدم و راه افتادم سمت درمانگاه. آنجا هم وقتی رزیدنت ازم درمورد مشکلم پرسید، دیدم یک خانم با لباس سفید هم آن کنارنشسته است اما برخجالت خودم چیره شدم و مشکلم را گفتم.
- من درمورد بیضه هام مشکل دارم. کلا دور آلت نتاسلی ام خارش داره. اونقدر می خارونم که زخم می شده...
بعد رفتیم پیش دکتر و بهم گفت که بروم تا معاینه ام کند. رفتم اتاق بغلی کنار تخت. کمربند شلوارم را شل کردم و شلوارم را کشیدم پایین.
- ببخشید بخوابم رو تخت یا احتیاج نیست
- نه نمی خواد...
ایستادم و او آن را گرفت توی دستش و معاینه کرد. اصلا احساس خجالت نکردم. شاید برای خیلی ها این امر خیلی راحت و عادی باشد. مخصوصا فکرنمی کنم خانمها دراین مورد هیچ مشکلی داشته باشند ( منظورم در برخورد با دکترهای خانم است نه مردها ). اما من که از بچگی دراین مورد خجالت می کشیدم برایم یک نقطه پیشرفت است. مخصوصا نوشتن دراین مورد از آن هم سخت تر بود که بالاخره برترس و خجالتم غلبه کردم و درموردش نوشتم. به امید روزی که حرف زدن درمورد مشکلات جنسی به شکلی عادی شود که هیچکس درجامعه برای بیان  آنها متهم به بی ادبی و بی شعوری و شهوت پرستی و... نشود. خیلی دوست داشتم کمپینی راه می انداختم به نام " نه گفتن به خجالت" تا نقطه عزیمتی باشد برای رهایی از خجالت درمورد بیان مشکلات و موضوعات جنسی".

برچسب‌ها: بیضه، آلت تناسلی


دوشنبه 29 مرداد 1397 :: 06:44 ب.ظ ::  نویسنده : محمد قنبری